www.fxcma.com
www.fxcma.com

مولفه های مهم در اقتصاد و نحوه برقراری تعادل در یک اقتصاد

در نوشتار گذشته بیان شد که اقتصاد دانان با استفاده از 3 شاخص مهم و اصلی عملکرد کلی اقتصاد را مورد سنجش قرار می دهند. این 3 شاخص برجسته که فبلا عنوان شد عبارت اند از:

  1. رشد اقتصادی یا رشد درامد ملی و تولید ملی
  2. نرخ تورم و سطح عمومی قیمت ها
  3. نرخ اشتغال و بیکاری

رابطه تنگاتنگی بین این سه متغییر وجود دارد و در دنیای واقعی با استفاده از آمارهای موجود رابطه نزدیک آنها تایید شده است. سرمایه گذاران در بازارهای مالی به طور دقیق تورم ، بیکاری و تولید ملی را ارزیابی می کنند. یکی از گفتارهای که به طور پیوسته تحلیلگران و سرمایه گذارن را تحت تاثیر قرار می دهد رشد اقتصادی کشورهاست. میزان تغییر در تولید و یا درآمدهای هر کشوری به طور کلی رشد اقتصادی آن کشور را نشان می دهد. از آنجا که تقاضا برای ارز یک کشور تحت تاثیر میزان سرمایه گذاری در آن کشور است و تقاضای موسسات مالی در راستای سرمایه گذاری بسیار می تواند بر نرخ های مبادله اثر گذار باشد تعیین میزان تقاضا برای ارز تحت تاثیر میزان رشد درامد و تولید ملی است.

به بیان دیگر: اگر در یک کشور تولید و درآمد به واسطه شرایط مناسب افزایش یابد به طوری که نرخ رشد آن فزاینده باشد تفسیر آن این چنین خواهد بود که سرمایه گذاری گسترش خواهد یافت و بدین ترتیب بازارهای سهام و ارز آن کشور نیز با تقویت روبرو می گردند.

بازداده اقتصاد

  • تواید ناخالص ملی  ( Gross National Product به اختصار GNP )

تولید ناخالص ملی مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده طی یک روره زمانی مشخص توسط افراد یک کشور می باشد. شاخص تولید ناخالص ملی و میزان رشد آن نشان دهنده وضعیت کلان اقتصاد است.

نکته کلیدی: در جمله بالا دقت کنید کلمه افراد یک کشور آمده است. در واقع تولید ناخالص ملی عملکرد کلی اقتصاد را اندازه گیری میکند و در آن تولیدات و خدمات ایجاد شده توسط افراد یک کشور در هر کجای دنیا که باشند محاسبه میشود.

  • تولید ناخالص داخلی ( Gross Domestic Product به اختصار GDP )

تولید ناخالص داخلی مجموع ارزش کالاها و خدمات تولید شده طی یک دوره مشخص در داخل کشور می باشد.

“به گفته پروفسور پل ساموئل سون تولید ناخالص داخلی عملکرد کلی اقتصاد را اندازه گیری می کند”

فرق GDP با GNP در این است که در GNP ملاک ملیت است اما در GDP ملاک سرزمین است. مثال در این زمینه می توان به  ارزش تولیدات عوامل تولید ایرانی در ژاپن اشاره کرد که در GDP ژاپن و GNP ایران محاسبه می شود.

به طور کلی رابطه این دو شاخص به صورت روبرو میباشد: خالص درامد تولید از خارج + GDP = تولید ناخالص ملی

نکته کلیدی: به طور کلی تولید ناخالص داخلی مهمتر از تولید ناخالص ملی است. اما بانک های مرکزی به هنگام انتشار تولید ناخالص داخلی اقدام به انتشار آمار تولید ناخالص ملی نیز می نمایند.

تولید ناخالص داخلی به 3 روش محاسبه میشود که عبارت اند از :

  1. روش ارزش افزوده
  2. روش مخارج ( هزینه )
  3. روش درامد


از آنجا که نحوه محاسبه آن در راستای کار ما قرار نمیگیرد از توضیح این روش ها خودداری میکنیم ، ما صرفا نیازمند اعداد و بررسی این اعداد با داده های پیشین و دیگر داده ها هستیم . پس ما نیازی به محاسبات در این زمینه نداریم

به تولید ناخالص داخلی بازداده ملی نیز گفته میشود که از چهار بخش اصلی تشکیل شده است که در ادامه مفصل به آنها خواهیم پرداخت 

  1.  خالص تجاری
  2. مخارج دولتی
  3. مخارج سرمایه گذاری
  4. مخارج مصرفی

در تعریف فوق دقت کنید که فقط ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده محاسبه میشود و ارزش کالاها و خدمات واسطه ای مورد محاسبه قرار نمی گیرد. زیرا ارزش کالاها و خدمات واسطه ای در ارزش کالاها و خدمات نهایی نهفته است و در صورت محاسبه آنها دچار محاسبه چند باره و مضاعف میشود

زیر بخش های تولید ناخالص داخلی

(GDP=C+I+G+(X-M

C= Consumption

I= Investment

G= Government

X=Export
M= Import

تولید ناخالص داخلی = مصرف +سرمایه گذاری + هزینه های دولت+ تفاضل صادرات از واردات(تراز بازرگانی )

نکته کلیدی: دوره های تولید ناخالص داخلی فصل به فصل منتشر می شود اما برای دوره های یکساله منتهی منجر به آن فصل مورد محاسبه قرار میگیرد !

مصرف Consumption

مهمترین قسمت در تولید ناخالص داخلی قسمت مصرف کالاهای نهایی می باشد. حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی برای کشورهای صنعتی مربوط به بخش مصرف می باشد. اخبار یا شاخص هایی که مرتبط با این بخش باشند عبارتند از نرخ خرده فروشی ، اخبار اطمینان مصرف کننده ، شاخص کالاهای بادوام و  غیره میتواند باشد

مخارج سرمایه گذاری Investment

هر جایگاهی که در بازارهای داخلی سودی بابت سرمایه گذاری پرداخت می شود در قسمت مخارج سرمایه گذاری مورد بررسی قرار میگیرد از جمله این موارد میتوان به بازدهی یا سود سهام و اوراق قرضه یا بهره بانکی و غیره اشاره کرد. در کشورهای صنعتی سهم مخارج سرمایه گذاری از تولید ناخالص داخلی حدود 15% است. از جمله اخبارهای مهم این بخش میتوان به خیر خالص جذب سرمایه و یا خروج سرمایه ( TIC ) به یک کشور اشاره کرد.

هزینه های دولتی Government

خالص درآمدها و هزینه های دولت را در سه بخش زیر محاسبه میکنند:

  • درآمد های دولت شامل مالیات ، منابع طبیعی و استقراض می باشد
  • هزینه های دولت شامل هزینه ای انتقالی ( یارانه..) ، هزینه های جاری و هزینه های سرمایه گذاری
  • هزینه های دولتی همچون بخش مخارج سرمایه گذاری بین 15 تا 20 درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص میدهد

اخبار و شاخص های مهم این بخش معمولا در قسمت سیاست های مالی مورد بررسی قرار میگیرد در هر حال هر خبری که با یکی از شش قسمت بالا در مورد درآمد ها یا مخارج دولتی در ارتباط باشد در گزینه هزینه های دولتی مورد بررسی قرار میگیرد!

تفاوت خالص صادرات با واردات ( Export-Import )

این بخش مقدار خالص پولی ( دلاری) مقدار صادرات با واردات یک کشور را مشخص میکند. اگر مقدار صادرات از واردات در یک کشور بیشتر باشد عدد این بخش مثبت یوده و در نتیجه مقدار این تفاوت به سایر گزینه ها برای بدست آوردن تولید ناخالص داخلی اضافه میشود اما اگر مقدار واردات بیشتر از صادرات باشد عدد این بخش از سایر بخش ها کسر می شود.

تفاوت خالص صادرات و واردات یا همان تراز پرداخت ها از سه بخش مهم تشکیل میشود:

  • Trade Balance : تراز تجاری تفاوت ارزش پولی کل کالاهای صادر شده با وارد شده میباشد
  • Current Account : تراز حساب جاری در کنار تراز تجاری که از تفاوت ارزش پولی کل کالاها بدست می آید مقدار صادرات خدمات و واردات خدمات را نیز مورد محاسبه قرار میدهد. بدین مفهوم که مقدار ارزش پولی کل صادرات کالا و خدمات با هم جمع میشود و اعداد بدست آمده از مجموع واردات این داده ها از یکدیگر کم میشود. اگر مقدار ارزش پولی صادرات کالا و خدمات بیشتر از واردات کالا و خدمات باشد تراز حساب جاری مثبت و در غیر اینصورت منفی بدست می اید.
  • Capital Account : تراز سرمایه از تفاوت مقدار سرمایه گذاری و وام وارد شده به یک کشور و مقدار سرمایه گذاری و وام خارج شده از یک کشور گفته میشود که هرچه سرمایه گذاری خارجی در یک کشور بیشتر باشد تراز سرمایه بزرگتر می شود و اگر خروج سرمایه از یک کشور بیشتر باشد تراز سرمایه برای آن کشور منفی بدست می آید

دو نکته مهم در مورد تولید ناخالص داخلی :

  • تولید ناخالص داخلی به ارزش دلاری یا پایه پولی اندازه گیری می شود.
  • مقدار عددی GDP برای یک سال محاسبه میشود ، اما دامنه تغییرات برای هر فصل محاسبه می شود.

 

 انواع تولید ناخالص داخلی

1.تولید ناخالص داخلی اسمی (Nominal GDP)

این گزارش به اندازه گیری تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری کسب درآمد می پردازد. (تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار)

2.تولید ناخالص داخلی واقعی (Real Gdp)

این گزارش با اندازه گیری تولید ناخالص داخلی سال های مختلف بر حسب قیمت های مربوط به یک تاریخ خاص که آن را سال پایه می نامند به تعدیل تورم می پردازد.

GDP در هر سال به دو دلیل تغییر میکند:

  • تغییر مقدار فیزیکی تولید Q

  • تغییرات قیمت P

نکنه کلیدی: در بسیاری از تحلیل های اقتصادی کلان GDP اسمی معیار مناسبی نیست. اگر در 2 سال پیاپی مقدار فیزیکی تولید ثابت ولی قیمتها افزایش یابند در این صورت GDP اسمی درسال دوم افزایش خواهد یافت در حالیکه تولید واقعی (فیزیکی ) بدون تغییر مانده است.

3.تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی (Deflator GDP)

این گزارش از تقسیم تولید ناخالص داخلی اسمی بر تولید ناخالص داخلی واقعی به دست می اید تا به وسیله آن تغییرات قیمت تولید ناخالص داخلی مورد بررسی قرار گیرد  (در این شاخص تورم لحاظ نشده است )

شاخصهای CPI یا HICP یا RPI شاخص های هستند که میانگین قیمت کالاهایی که مصرف کنندگان خریداری می کنند را اندازه گیری می کنند. به عنوان مثال متداولترین معیار نرخ تورم که در بریتانیا مورد استفاده قرار میگیرید عبارت است از درصد افزایش RPI نسبت به ارزش یک سال پیش از آن . اما مخارج مصرفی فقط بخشی از GDP را تشکیل می دهد اما GDP مخارج سرمایه گذاری ، دولتی و خالص صادرات را نیز در بر میگیرد برای تبدیل GDP اسمی به واقعی نیازمند به کار گرفتن شاخص هستیم که نشان دهد چه اتفاقی برای همه کالاها می افتد برای بیان تعدیل کننده قیمت حسب یک شاخص ،نسبت GDP اسمی را در 100 ضرب میکنیم

4. GDP واقعی سرانه (per capital)

 GDP واقعی تقسیم بر کل جمعیت یک کشور گفته می شود که در واقع GDP واقعی سرانه ، GDP واقعی برای هر نفر است. با توجه به یک GDP واقعی معلوم ، هر اندازه که جمعیت بیشتر باشد مقدار کالا و خدمات برای هر نفر کمتر خواهد شد. برای بدست آوردن معیار ساده ای از سطح زندگی یک نفر در یک کشور خاص بهتر است که به GDP واقعی سرانه، که نسبت به جمعیت تعدیل می یابد نگاه کنیم.

با تشکر – خلیل رحمانی

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here