هدف تحلیل بنیادی

سه هدف اصلی به شرح زیر می باشد :

  • قیمت چه باید باشد و کجا باید باشد ، در چه نقطه ای تعادل ایجاد می شود؟

  • ریسک و خطر اینده و جاری بازار کدام جهت است؟

  • چه دارایی بر دارایی دیگر برتری دارد؟

نکته کلیدی: تحلیل بنیادی هیچ نقطه ورود به بازار را به ما نشان نمیدهد ، بلکه نرخ هدف، جهت و ارجحیت معامله گران بازار را مشخص می کند. پس ما در این سبک تحلیلی به دنبال بدست آوردن جواب سه سوال بالا هستیم.

 به مباحثی که در حیطه اقتصادی برای موارد اقتصادی مورد بررسی قرار میگیرد تا به سه هدف اصلی برسند را تحلیل  اقتصاد کلان می گویند

تفاوت بین اقتصاد کلان و خرد به صورت ساده

میتوانیم کل اقتصاد را با اتصال قطعات تحلیل های اقتصاد خرد برای همه بازارها به یکدیگر مطالعه کنیم اما در اینصورت در نظر گرفتن همه نیروهای اقتصادی در جریان کاری دشوار خواهد بود. اقتصاد خرد بر درک جزئیات بازارهای خاص تمرکز می کند. برای دست یابی به جزئیات مزبور بسیاری از تاثیرات متقابل با سایر بازارها نادیده گرفته میشود. اقتصاد خرد مانند نگاه کردن به مسابقه اسب دوانی با دوربین است.مشاهده جزئیات بسیار عالی است اما گاه با چشمان  ،تصویر روشن تری از کل مسابقه به دست می اوریم. اقتصاد کلان به ساده سازی بلوک های سازنده اقتصاد میپردازد تا بر روی چگونگی اتصال آنها و تاثیر بر یکدیگر تمرکز کند.


مهمترین موضوعات مورد بحث در اقتصاد کلان 

  • تعریف و تشریح مفهوم شاخص های مختلف کلان اقتصادی نظیر:

تولید ملی ، رشد اقتصادی ، شاخص قیمت ، نوسانات اقتصادی ، پول ، حجم نقدینگی ، بازارپول ، اشتغال و بیکاری ، ارتباط اقتصادی و مالی یک اقتصاد با اقتصاد دیگر

  • طریقه حسابداری شاخص های فوق
  • ایجاد الگویی به منظور شناخت و تحلیل روابط بین متغییرهای کلان اقتصادی
  • تحلیل بازار پول و ارتباط شاخص های مربوط به آن
  • تحلیل بیکاری و تورم
  • ارتباط بین شاخص های کلان داخلی با وضعیت ترازتجاری و مالی بین المللی کشورها
  • بحث در مورد سیاست گذاری های کلان اقتصادی

تحلیل بنیادی چگونه انجام می شود؟

به طور خلاصه روند تحلیل به صورت زیر می باشد:

  • گرداوری داده های مربوط به بنیادهای اقتصادی
  • بررسی و تفسیر اطلاعات و آگاهی های موجود
  • طراحی الگو و ساختار آن
  • تعیین روابط بین متغیر های الگو
  • تعیین اهمیت متغیر های الگو
  • تعیین ارزش آینده یک ارز در برابر ارز دیگر
  • مقایسه ارزش ذاتی با قیمت جاری

پس روند کار به این صورت شد که ما یک سری دیتاها داریم به عنوان ورودی الگوهای که در اختیار داریم و این الگوها به ما یک خروجی میدهند که جهت حرکتی یک اقتصاد در یک بازه زمانی تعیین میکند ، بلفرض ما بر اساس دیتاهای ایالات متحده با کمک الگوی مدور اقتصادی به این موضوع پی بردیم که اقتصاد در حال افت هست و دلار  آمریکا بایست ضعیف شود و در همین حین بر اساس دیتاهای انگلستان نتیجه میگیریم که پوند باید در جایگاه بالاتری قرار بگیرد ، به این صورت جهت حرکتی جفت ارز پوند به دلار پی میبریم ! و بر اساس دیتاهای جدید کماکان میتوانیم معاملات خود را نگه داریم یا اینکه تسویه کنیم !

اقتصاددانان با استفاده از داده هایی همچون تولید ، درآمد ، بیکاری و قیمت تلاش دارند تا چگونگی کارکرد و سازو کار کل اقتصاد را تفسیر و توصیف کنند آنها در این زمینه از فرضیه ها و تئوریها و الگوهای مبتنی بر متغیرها و داده های اقتصادی بهره می جویند .اقتصاد دانان تمایل دارند که برای درک و تفسیر پدیدهای اقتصادی از الگوها استفاده کنند. یک الگوی اقتصادی رابطه ای است که بر مبنای شماری از متغیرهای اقتصادی ساخته میشود. رابطه های موجود در یک الگو براساس یکسری اصول و فرضیه های پذیرفته شده استوار گردیده است . بنابراین با استفاده از این الگوها میتوان رابطه بین متغیرهای اقتصادی یا همان شاخصهای اقتصادی را درک کرد در حقیقت الگو همانند یک نظریه ساده شده است که از جزئیات و عوامل غیر ضروری صرف نظر میکند.

با تشکر – خلیل رحمانی

Rate this post