آيا شما استحقاق كسب درآمد را داريد؟

همانطور كه در درس گذشته ذكر شد اكثر افراد در مورد اينكه چه مقدار كار و چقدر زمان لازم است تا مقدار معيني درآمد كسب شود، افكار تثبيت شده اي دارند. شغل هاي زيادي هم وجود دارد كه مقدار كاركرد افراد در سطح درآمدش تاثيرگذار نيست.

اينطور مسائل و طرز تفكرها در تريد كردن راهي ندارد. اكثر ما با اين طرز تفكر پرورش يافته ايم كه هر چه بيشتر كار كنيم درآمد بيشتري نيز كسب خواهيم كرد. افرادي با طرز تفكري متفاوت با آنچه ذكر شد در ميان ما زياد نيستند كه دريافته باشند با كوشش كم در زماني بسيار كوتاه كه تا حتي چند دقيقه نيز مي تواند محدود باشد انسان مي تواند به سودي بالغ بر هزاران دلار دست پيدا كند آن هم فقط با يك تلفن و سفارش تريد!! خيلي ها با اين طرز تفكر غريبه هستند و مهمتر آنكه اين طرز تفكر در تصور ذهني خيلي از افراد نيز نمي گنجد.

مثال: وقتي پدر شما 6 روز هفته و روزانه 11 ساعت سخت كار مي كند تا ناني سر سفره شما بياورد، اين طبيعي است كه شما هم به اين باور رسيده باشيد كه براي كسب درآمد، بايد زياد كار كرد پس شما كودكي خود را با اين هدف سپري مي كنيد.بدينوسيله عقيده شما از همان ابتدا بر اين پايه شكل مي گيرد كه بدون كار سخت و طولاني مستحق درآمد زيادي نخواهيد بود. اينجاست كه تصور ذهني شما از خودتان از درجه اهميت بالايي برخوردار مي شود.

تصور دروني از خود يكي از مباحث سايكوسيبرنتيك مي باشد اجازه بدهيد پيش زمينه اي از عملكرد تصوير ذهني از خود را براي شما ترسيم كنم:

 تصوير دروني از خود؛ تمام اعمال زندگيتان را كنترل مي كند و آن ذهنيتي است كه عقيده داريم درباره خودمان صدق مي كند. آن لزوما صحيح نيست ولي ما اعتقاد داريم صحت دارد. 

همه ما تصوري از خود در ناخودآگاهمان داريم كه تصوير شخصي خوانده مي شود. تصوير شخصي تمام اعمال زندگيتان را كنترل مي كند و آن ذهنيتي است كه عقيده داريم درباره خودمان صدق مي كند، آن لزوما صحيح نيست ولي ما اعتقاد داريم صحت دارد ، اين تصوير شخصي از هر تصور ديگر شما قويتر است.

به عنوان مثال: وقتي اعتقاد ما بر اين باشد كه هيچ كسی استحقاق ندارد به سرعت و با سهولت در تريد خود درآمد زيادي كسب كند و اين مساله درمورد خودمان بدون پيشبيني اتفاق بيافتد آنگاه تصوير شخصي ما در گوشمان خواهد گفت: اين نمي تواند درست باشد، مردم نمي توانند به اين سرعت پول كسب كنند. در نتيجه ناخودآگاه ما كه به واقع داراي قدرت زيادي نيز هست به دنبال راهي خواهد گشت تا اين سود را از دست بدهد. البته كه با اين تصوير ذهني، اين روند اجتناب ناپذير است. در اين شرايط خلاف اين تصوير ذهني عمل كردن بسيار سخت است . اين پديده در صدها مورد از گزارش هاي روانشناسان ديده شده و در نتيجه به اثبات رسيده است.

يك مثال خوب: سعي بر لاغر شدن افراد چاق است. اكثر اوقات افراد چاق از خود يك تصوير ذهني مبني بر وزن غير طبيعي و زياد نسبت به بقيه دارند. تلاش آنها بر كم كردن وزن به كمك اراده مي باشد. آنها ورزش مي كنند و غذاي سالم تر مصرف و از چربي دوري مي ورزند. همه اينها خوب است. اما در نهايت اكثر آنها نمي توانند وزن كم كنند ( يا كم كرده و دوباره چاق مي شوند) فقط به اين دليل كه تصوير قدرتمندي از خود تحت عنوان ”تو شخصي چاق تر از بقيه هستي“ دائما روبروي آنها و در جنگ آنهاست.

تصوير شخصي بسيار قدرتمند تر از هر اراده ايست . بنابراين تا زمانيكه آنها اين تصوير شخصي كه از خود دارند را عوض نكنند كم كردن و از دست دادن وزن اضافي براي آنها غيرممكن است. اما اگر قادر به تغيير اين تصوير شخصي شوند كم كردن وزن كاري سخت نخواهد بود، به عبارت ديگر اگر آنها بتوانند خود را شخصي لاغر ببينند، لاغر شدنشان مشكل نخواهد بود.

اين در مورد تريد شما نيز صدق مي كند البته وقتي خودتان را مستحق كسب سود ببينيد. به دليل اينكه تصوير شخصي هميشه برنده است در نتيجه اگر تصوير شخصي شما حاكي از اين باشد كه نمي توان به سرعت كسب سود كرد، پس شما در حال مقاومت در برابر كسب سود توسط آن تصوير شخصي خواهيد بود.

در نتیجه: شما وقتي موفق خواهيد بود كه تصوير شخصي خود را تغيير دهيد. اين تصوير بايد نشانگر شخصي باشد كه در فضاي تجارت مستحق كسب سود است. اگر تا كنون نتوانسته ايد اين تصوير را در خود بسازيد سعي بر تغيير تصوير قبلي و ترسيم اين تصوير داشته باشيد. 

با تشکر – خلیل رحمانی