داستان رسیدن آدم ها به آرزوهایشان به همین سادگی ها هم نیست! رسیدن به یک خواسته بعدهای مختلفی دارد و نه تلاش و نه خواستن به تنهایی کفایت نمی کند. در ذهن همه ما هزاران هزار آرزو و خواسته جا خوش کرده اند. به تعدادی رسیده ایم و به تعدادی نه!

 

چرا به برخی اهدافم نرسیدم؟

اما تا به حال شده است که بپرسیم چرا؟ مگر نه اینکه قوانین در این دنیا ثابت هستند، پس چطور به برخی خواسته ها نمی رسم؟!واقعیت این است که اکثر ما یک قسمت کلیدی در رسیدن به هدف را جا می اندازیم و یا با وجود اینکه قلباً از آن آگاهیم، ترجیح می دهیم دورش بزنیم و آن چیزی نیست جز قانون پرداخت بها.

زندگی به دست آوردن ها و از دست دادن های پیاپی است! برای به دست آوردن هر چیزی، به تناسب آن خواسته باید چیزی را از دست بدهیم و این از دست دادن همان پرداخت بها است. شما آن کفش زیبای پشت ویترین را می خواهید، هزینه آن را پرداخت می کنید و به دستش می آورید. به فلان مهارت برای شغلتان احتیاج دارید، پس انتظار نداشته باشید کسی به رایگان به شما آموزش دهد. شما باید به نوعی در ازای این مهارت، بها پرداخت کنید!

 

بها به معنای هزینه مالی تنهاست؟

نکته اینجاست که بها همیشه به معنای هزینه مالی نیست و حتی در خیلی موارد هزینه روحی و روانی است. به عنوان مثال، کسی که قصد خرید خانه دارد، نباید مدتی به حساب پس اندازش در بانک دست بزند، کسی که در رشته دانشگاهی مورد نظرش قبول شده است، از مهمانی ها، دوره های دوستانه و خلاصه تفریحات بسیاری گذشته تا هدفش را به دست آورده است.

کسی که به موقعیت شغلی آرام و خوبی رسیده است، سربالایی های نفس گیری را در حرفه اش پشت سر  گذاشته است. کسی را در نظر بگیرید که همسر ایده آلش را دارد. شک نکنید این آدم برای رسیدن به این رابطه تنهایی و سختی کشیده است. او برای رسیدن به این فرد، از بسیاری روابط عبور کرده تا آرامش امروزش را به دست آورده است.

 

یک مثال کاربردی از پرداخت بها

بیاید ساده ترش کنیم، مادرتان که آشپزی اش عالی است، چند بار غذا را سوزانده است؟ یا مادربزرگتان که آن قدر پخته و با تجربه است، چه روزها و سالهایی را برای به دست آوردن تجربه هایش طی کرده است؟ یا ارایشگری که در سطح شهر مشهور است، چند مرتبه مشتری ها را ناراضی راهی کرده است؟! ایده آل گرایی تان را کنار بگذارید. حتی سیندرلا و سفید برفی هم برای رسیدن به شاهزاده های داستان چیزی را از دست داده اند، یکی کفشش را گم کرد و آن یکی سیب مسموم خورد! یعنی می خواهیم بگویم حتی در داستان ها هم قانون پرداخت بها رعایت شده است.

 

راحت طلب نباشیم و بپذیریم آسمان هم به زمین بیاید، قانون اجرا خواهد شد، پس به دنبال راه های میان بر و رایگان نباشید!

www.fxcma.com, success موفقیت

www.fxcma.com, success موفقیت

 

مقدار بها موفقیت

اما یک مسئله نباید از چشمتان دور بماند و آن مقدار بهاست، اینکه شما چه نوع و چقدر بها پرداخت کنید، مستقیماً به باورها و توانایی هایی که کسب کرده اید، مرتبط است. منظورم چیست؟ این باور شماست که مقدار و شدت بها را تعیین می کند مثلاً می توانید باور کنید.

 

سخن پایانی

در ازای به دست آوردن یک مهارت مثل اقتصاد و تجزیه بازارهای مالی، باید سال های سال زجر بکشید یا باور کنید که به سادگی آن مهارت با هزینه ای منطقی قابل یادگیری است. حتماً می خواهید بگوید که کسانی را می شناسید که بدون هیچ زحمتی پله های ترقی را با سرعت بالا رفته اند! بگذارید همین جا یک نکته روشن کنم، کسانی به قله می رسند که قوانین را خواه یا ناخواه رعایت کرده باشند در غیر این صورت به چشم برهم زدنی از بالای همان پله ها سقوط خواهند کرد. چه شما از بهایی که دیگران می پردازند با خبر باشید و چه نباشید تفاوتی نمی کند، سعی نکنید قانون پرداخت بها را نادیده بگیرید چون هرگز کسی بدون پرداخت بها به خواسته اش نمی رسد، مطمئن باشید1

 

منبع: مجله موفقیت

نویسنده: دنیا گریلی

تدوین: خلیل رحمانی

 

موفقیت، موفقیت در زندگی، موفقیت چیست، موفقیت در کنکور، موفقیت در کسب و کار، موفقیت به انگلیسی، موفقیت در کار، موفقیت مالی،  موفقیت کسب و کار، موفقیت شغلی، موفقیت مالی، موفقیت مالی در ایران، موفقیت مالی به شیوه بزرگان،  موفقیت مالی شخصی،  موفقیت مالی در زندگی،  موفقیت مالی روشندل، موفقیت مالی مهدی روشندل، موفقیت مالی در بورس، موفقیت مالی چیست، موفقیت مالی عباس منش

قانون نانوشته موفقیت
5 (100%) 3 vote[s]