www.fxcma.com
www.fxcma.com

الزامات معامله گری

در بازار های مالی سه عامل کلیدی بصورت کلان برای به سود رسیدن در بازار مورد نیاز است :

الف) دانشکسب درآمد از هر حرفه ای نیازمند دانش و تخصص کافی است ، دانش به سلسه مباحثی در بازار  اطلاق می شود که بوسیله آن بتوان توضیحات و پیش بینی های آزمایش شدنی را برای کسب سود به کار برد

ب)مدیریت معاملات: به شرایطی که معامله گر در آن از طریق تحلیل به دنبال حداکثر کردن سود با کمترین ریسک بوسیله مدیریت تعداد و حجم مبادلات است گفته می شود

ج) نگرش، روانشناسی و تجربه : این بخش از مباحث کلان معامله گری در واقع به فرایند ذهنی و درونی معامله گران می پردازد که چگونه رفتار مالی ایشان منجر به سود و زیان می شود

تسلط نداشتن به هر کدام از این سه بخش می تواند منجر به زیان شود ، اولین مورد از این سه گانه ، بحث دانش و تجربه است که به صورت مستقیم باید به یکی از روش های تحلیل اشراف داشت . بی شک یکی از مهمترین روش های تحلیل ، تحلیل بنیادی است چرا که به مانند سایر روش های تحلیلی می تواند در مباحث ” خرد” معاملگری بسیار مفید باشد

دو بخش تکنیکی ( تکنیکال ) و بنیادی ( فاندامنتال ) به صورت بررسی های کلاسیک طبقه بندی می شوند و در کنار آنها در طول چند دهه اخیر دو بخش جدید از تحلیل های کلاسیک مشتق شده است. از تحلیل بنیادی شاخه ای با نام تحلیل بین بازاری به وجود آمده است و از تحلیل تکنیکی شاخه ای به نام تحلیل انتظارات ایجاد شده است

 

تحلیل تکنیکی

تحلیل تکنیکی مطالعه رفتار بازار بر اساس تغییرات قیمت در گذشته، برای پیش بینی تغییرات قیمت در آینده است.

مهم ترین ابزار تحلیل گران تکنیکی نمودارها و نماگرهای آنها است. تحلیلگران تکنیکی سه عقیده پایه ای دارند:

الف) همه چیز در قیمت، لحاظ شده است. هر آنچه که به لحاظ بنیادی بر عرضه و تقاضا اثر گذار باشد در داخل قیمت دیده می شود

ب) قیمت بر اساس روند حرکت می کند

ج) تاریخ تکرار پذیر است

تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی به بررسی ، تجزیه و تحلیل عوامل و اخبار اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و بحران هایی می پردازد که بر عرضه و تقاضای ارز اثر دارند و بدینوسیله نرخ هدف، جهت و ارجحیت معامله گران بازار را مشخص می کند. تحلیل گران بنیادی دو هدف مهم را دنبال می کنند

الف) بر اساس تئوری ها، نرخ تعادلی جفت ارز مورد نظر کجاست

ب) ریسک های جاری وآینده بازار ارز چگونه است

 

تحلیل بین بازاری

تحلیل بین بازاری به بررسی و پیش بینی بازارهای جانبی سهام، کالا، اوراق قرضه و ارز از طریق تحلیل بنیادی، تکنیکی یا انتظارات می پردازد تا بدینوسیله جریان سرمایه بین بازارها برآورد شود و در نتیجه از روی عرضه و تقاضا روند و جهت حرکتی بازار هدف پیش بینی شود. اولویت اهداف تحلیل گران بین بازاری عبارت است:

الف) بازارها با یکدیگر در ارتباط هستند

ب) تحلیل بین بازارها بررسی عوامل و اطلاعات خارج از بازار است ( ریسک سیستماتیک )

ج) تحلیل بین بازاری به تنهایی در مورد جریان آینده یک بازار قضاوت نمی کند اما پایه ای برای جریان سرمایه است

  

تحلیل انتظارات

از آنجا که در هر بازاری عرضه و تقاضا برای دو هدف استفاده از کالا یا سوداگری جابه جا می شود و در بازار تبادلات ارز پیش بینی می شود قسمت عمده مبادلات به قصد سوداگری است. از اینرو می توان انتظار داشت که بازیگران بزرگ بازار به دنبال انحصاری کردن بازار برای خویش هستند. تحلیل انتظارات به بررسی شرایط مبادلاتی معامله گران خرد و کلان در کنار هم می پردازد و در واقع نحوه رفتار یا حداکثر سازی سود معامله گران اصلی هر بازاری مدل می شود. تحلیلگران انتظارات سه عقیده پایه ای دارند:

الف) هیچ بازاری شرایط رقابت کامل و شفافیت را نمی تواند داشته باشد

ب) معمله گران خُرد مشخص کننده جریان بازار نیستند

ج) معامله گران کلان به دنبال حداکثر سازی سود بوسیله خارج کردن معامله گران خُرد هستند.

 

 شش سوال اساسی که قبل از آغاز معامله باید به آنها پاسخ داده شود

در کنار مباحث کلان شما باید به شرایط هر معامله و مباحث مربوط به آن اشراف کامل داشته باشید. به سلسله مباحثی که با جزییات کامل شرایط ایجاد، انجام و مدیریت هر معامله را تا رسیدن به سود انتظاری محقق می کند مباحث خُرد معامله گری گفته می شود.

برای انجام هر معامله نیاز است که به شش سوال کلیدی بطور کامل قبل از آغاز معامله پاسخ دهید؛ در صورت پاسخ ناقص یا اهمیت ندادن به هر یک از سوالات زیر با اینکه شاید بر حسب شانس و اقبال آن معامله به سود برسد اما بی قید و شرط احتمال منفی شدن برآیند معاملاتی حسابتان بسیار زیاد است پس قبل از آفاز معامله پاسخ کامل و مشخص داده شود تا ریسک معامله بدست بیاید و در صورت بدست آمدن ریسک معامله است که یک معامله توجیه پیدا میکند که مناسب است یا خیر !

دقت داشته باشید در بین این شش سوال تحلیل بنیادی می تواند به هر شش سوال پاسخ دهد، ولی به صورت بهینه تحلیل بنیادی می نواند به سوال یک و دو جواب های مناسب تری نسبت به سایر روش های تحلیلی دهد. 

سوال اول :  چه دارایی برای سوداگری انتخاب شود؟

از آنجا که در این سایت بازار هدف ما بازار تبادلات ارز است می توان سوال فوق را اینگونه پرسید که چه جفت ارزی برای معامله مناسب است؟ برای انجام معامله می توان جفت ارزهای مختلفی را انتخاب کرد، آیا تا به حال فکر کرده اید چرا “راند” آفریقای جنوبی به “لیر” ترکیه مبادله نمی کنید یا چرا هیچ وقت سراغ دلار سنگاپور نمی روید!!!؟ دلیل واضح است چون این ارزها شرایط مناسب ریسک و کارمزد را ندارند. در واقع به این موضوع می پردازد که برای انجام معامله چه ارزی بر دیگری ارجحیت دارد

در بازار ارز دو روش کلی برای انتخاب جفت ارز وجود دارد:

 الف) انتخاب دارایی ثابت ( جفت ارز ثابت و همیشگی )

در این روش معامله گر بر یک تا حداکثر سه جفت ارز متمرکز می شود، قسمت عمده مبادلات وی را همین جفت ارزها می سازند تا وی اصطلاحاً به شرایط، ریسک و تحلیل آن جفت ارز اشراف پیدا کند. این روش برای معامله گران تازه کار یا کسانی که وقت کمتری برای تحلیل و بررسی بازار دارند بیشتر پیشنهاد می شود. در این روش برای انتخاب جفت ارز ایده آل باید به دو نکته کلیدی توجه داشت؛

  • کارمزد پایین و نقد شوندگی بالای آن جفت ارز 
  •  مشخص بودن ریسک های مربوط به آن جفت ارز 

از این دو بحث به این نتیجه می رسیم ترجیحاً جفت ارزی در روش ثابت انتخاب شود که دلار آمریکا در یک سمت آن وجود داشته باشد و در عین حال ارز روبروی دلار یک ارز با عرضه و تقاضای بالا باشد. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که جفت ارزهایی که یک سمت آنها دلار قرار دارد کارمزد و اسپرد کمتری دارند و در عین حال، اخبار اطلاعات، گزارش ها و در کل ریسک آنها قابلیت بررسی ساده تری را دارد

ب) انتخاب دارایی بر اساس بازدهی

در این روش معامله گر بر اساس بازدهی و ریسک، جفت ارز مناسب برای معامله کردن را انتخاب می کند

اگر بخواهیم با یک مثال تفاوت این دو قسمت را روشن کنیم روش دارایی ثابت به مانند ماهی گیری همیشگی در یک رودخانه یا برکه است و روش دوم به مانند بررسی رودخانه ها و برکه های مختلف در ابتدای روز از طرف معامله گر است تا مشخص کند کدام رودخانه ماهی بیشتری دارد و سپس جفت ارز مورد نظر خود را انتخاب کند.

 

نکات کلیدی سوال اول:

(1) سوداگر کسی است که هدف سرمایه گذاری برای بلند مدت یا استفاده از کالای خریداری شده را ندارد، بلکه هدف وی کسب سود از جابجایی ارزش آن دارایی مورد مبادله در کوتاه مدت یا میان مدت است.

(2) توصیه می شود دوستانی که می خواهند از روش اول استفاده کنند حداکثر دو یا سه جفت ارز از بین جفت ارزهای اصلی را انتخاب کنند. در عین حال به این نکته توجه داشته باشند که جفت ارزهای انتخاب شده ریسک همبسته ( وابستگی حرکتی ) از دیدگاه بنیادی نداشته باشند.

(3) توضیح روش بازدهی در آموزش بنیادی که مربوط به مباحث بنیادی است دنبال کنید

 

سوال دوم: جهت جفت ارز به کدام سمت و سو میرود ( پاسخ بهینه بر اساس اقتصاد کلان “تحلیل بنیادی”

این سوال، سوالی بسیار کلیدی و اساسی برای معامله است. با اینکه در بازار جهت های صعودی و نزولی (در عین حال رو به جلو ) فقط وجود دارد، پس چه می شود که بیش از 90 درصد تازه واردها سرمایه خود را می بازند. اصلی ترین دلیل زیان بسیاری از معامله گران این است که بسیاری از معامله گران به درستی نمی توانند به این سوال مهم پاسخ صحیح دهند. نکته جالب این است که اگر سایر سوال ها پاسخ اشتباه داشته باشند ولی این سوال جواب صحیحی داشته باشد احتمال زیان در معامله بسیار اندک است. پس از مباحث مقدماتی به تفصیل در مورد این سوال صحبت خواهیم کرد و ابزارهای مورد استفاده را کاملا توضیح می دهیم

سوال سوم:  قیمت ورود به معامله :

پس از اینکه جهت و روند اصلی بازار در سوال قبل پاسخ داده شد نیاز است که بهترین قیمت آغاز معامله انتخاب شود. دقت شود که فقط به دلیل پاسخ به سوال جهت نمی توان به معامله پرداخت. بلکه نیاز است که در کنار جهت، قیمت مناسب نیز انتخاب شود. تمثیلی که در این مورد بکار برده می شود مثال خرید یک کالا در بازارهای سنتی ( فیزیکی ) است…. آیا با این فرض که شما از کالایی خوشتان بیاید و نسبت به آن مطلوبیت داشته باشید حاضر هستید هر قیمتی که فروشنده درخواست کرد را بپردازید؟ غریب به یقین جواب این سوال خیر است، بلکه پس از تمایل به تقاضا، قیمت پیشنهادی را با قیمت مطلوب بازار مقایسه می کنید سپس تا حد امکان با فروشنده بر سر قیمت مذاکره می کنید و در نهایت آن کالا را خریداری می کنید. عین همین مثال در مورد معاملات بازار ارز نیز باید رعایت شود. بدین معنی که به دلیل تشخیص یک جهت و روند اجازه ندارید در هر قیمتی مبادله کنید.

سه دستور معامله در این راستا داریم که با توجه به شرایط بازار از آن استفاده می شود به شرح زیر:

مارکت اردر: عقیده داریم بازار از همین جا به سمت جهت پیش بینی کرده ایم پیش خواهد رفت

استاب اردر: زمانی که جهت از رنج خارج شود و اطمینان کامل نداشته باشیم (که هیچ وقت در بازار ما اطمینان کامل نداریم)

لیمیت اردر: در قیمت بهتر از قیمت حاضر معامله کنیم

سوال چهارم:  قیمت خروجی ، حد سود (Take Profit) و حد ضرر (Stop loss) ما کجاست؟

این سوال به این موضوع می پردازد نقطه خروجی مناسب از معامله در چه مکانی است. این سوال خود به دو بخش تقسیم می شود:

  • حد زیان کجاست؟
  • حد سود انتظاری کجاست؟

یعنی اگر بازار در جهت مورد پیش بینی حرکت کرد در چه جایگاهی انتظار از سود و معامله، برآورده می شود و اگر بازار در خلاف جهت حرکت کرد در چه جایگاهی زیان را باید پذیرفت و از معامله خارج شد. دقت شود به مانند سوال های قبلی جواب این سوال نیز باید قبل از آغاز معامله داده شود و در هیچ صورتی مجاز نیستید معامله ای را آغاز کنید و سپس در مورد این سوال فکر کنید!!!

 

سوال پنجم:  تعداد معاملات و حجم مناسب چقدر است؟:

مقدار حجم بهینه برای معامله و به نوعی تعداد ایده آل معاملات در این سوال پاسخ داده می شود. این سوال در واقع با مباحث کلان مدیریت معاملات ارتباط تنگاتنگی دارد تا بهترین نتیجه از تحلیل و پیش بینی بدست آید . دیدگاه های مختلفی در این زمینه مطرح هست همانند روش های کلاسیک ، سود مرکب …  که میتوانید در بخش مدیریت ریسک و سرمایه مطالعه نمائید

 سوال ششم: زمان؟

این سوال نیز به دو سوال فرعی تقسیم بندی می شود،:

  1. چه زمانی معامله آغاز شود؟
  2. تا چه زمانی معامله باز بماند؟

سوال اول این قسمت با فرض ثابت بودن قیمت در جایگاه مناسب انتخاب شده زمان مناسب برای معامله را بوسیله ابزارهای خاص مشخص می کند درکل زمانی که بیشترین احتمال را میدهیم جهت به همان سمت که پیش بینی کرده ایم میرود و قسمت دوم این سوال مشخص می کند تحلیل آن معامله تا چه زمانی می تواند صحیح باشد که بتوان آن معامله را باز نگه داری کرد و طبیعی است تا زمانی که کارکرد تحلیل ما وجود داشته باشد ، معامله میتواند باز بماند.

با تشکر – خلیل رحمانی

6 COMMENTS

  1. سلام
    آقا خلیل خیلی زحمت کشیدی برای سایت در عوض خیلی خوب شده دستت درد نکنه آرزوی موفقیت برات دارم

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here